روستای تاوا

(روستای تاوا واقع در چهل کیلومتری شهرستان میانه کنار اتوبان زنجان - تبریز)








استخاره با قرآن نیت کنید

جوانی

جوانی دوره شور وهیجان است، برای رسیدن به خواسته ها وآرمانها بی تابی می کند، حوصله کندی و سکون ندارد، زندگی را در قالبی نو می خواهد، تا تازگی و طراوت را در آن تجربه کند. دوست دارد یک باره به همه چیز برسد، ثروت و شهرت را با هم وهمین حالا بدست آورد. او می خواهد پیشرو و برنده زندگی باشد، رفتار براساس هنجارهای جامعه، چندان برایش خوشایند نیست، از قالبها و عادتهای گذشته گریزان است. این حالت می تواند نتائج مثبت داشته باشد، خلاقیتها و نوآوریهایی پدید آورد و می تواند ویرانگر و نابود کننده باشد و البته در این میان شرائط فرهنگی و تربیتی جامعه مسیر را مشخص می کند.

متأسفانه شرائط جامعه بگونه ای رقم میخورد ، که جوان توجیه نمی شود چشم هم چشمی، جوزدگی، عدم اطمینان به آینده، سو و جهت منفی به احساس و رفتار بسیاری از جوانان داده، درنتیجه این شور و انرژی در راه فرصت طلبی، خود خواهی و ریا کاری هزینه می شود تا آنجا که به برخی از کارها و رفتارهای ناروای خود، نام ریسک و جسارت می گزارد هر چند، که نتیجه کار، صدمه زدن، به دیگران باشد.

رواج فرهنگ لذت جوئی، که خواستگاه اصلی آن، غرب است اکنون به شدت ارکان خانواده ها را تهدید می کند و جوان قربانی اصلی این ماجرا و حتی برنامه های فرهنگی و فیلم ه به قصد شاد کردن مردم ساخته وپخش می شود بی آنکه تأثیری سازنده در عرصه جامعه بر جای بگذارد.

چت بازی و سایت گردی های بی هدف، ساعتها وقت جوانان را می گیرد بی آنکه چیزی بر مهارت های آنها افزوده شود. سوگمندانه باید گفت انگار جوانان به حال خود رها شده و متولیان خانه و جامعه فقط به نظاره نشسته اند آیا با شعار درمانی می توان از شمار مشکلات کاست آیا با انداختن تقصیر به گردن فلان و بهمان می توان شانه از زیر بار مسؤلیت خالی کرد در نگاه دینی، به فرمایش حضرت امیر(ع) پست ها امانت است نه طعمه اگر مجموعه کارگزاران و مدیران جامعه خود را برای مردم بخواهند و نه مردم را برای خویش، آن هم در عمل و نه درحرف، باز مشکلات اینگونه خود نمائی می کند؟ اکنون بارزترین مصداق عدالت ایجاد کار است برای همه و روشن ترین مصداق نهی از منکر از بین بردن بیکاری واستوارترین ضامن اجرائی نظارت مردمی ازطریق آزادی رسانه ها درنقد برنامه ها و تصمیم ها، زبان آمار و وجدان جامعه میزان موفقیت هارا به قضاوت خواهد نشست.

فرهنگ روستا

سلام کردن 

عادت مردم فهيم و ساده روستا اين است که هر فرد کوچک تر بايد بر فردي که از لحاظ سن و سال از او بزرگ تر است، سلام کند، مگر در مورد افراد روحاني معمم که در اين مورد وقتي شخصي روحاني باشد بهتر آن مي دانند که ديگران بر او سلام کنند. هر چند که از حيث سن و سال از وي بزرگ تر باشند، اگر آن ها همديگر را نشناسند عادت و رسم آن ها اين است که بر روحاني و معمم بايد سلام کرد. به خاطر علم، سواد، آگاهي و دانش و لباس مقدسي که پوشيده است.مي گويند زنان، هر چند هم که مسن باشند بر مردي که نوجواني را پشت سر گذاشته بايد سلام کنند مگر در مورد کودکان و نوجوانان کم سن و سال که آنان بر زنان پير بايد سلام کنند. ديگر اين که مردم روستا هنوز هم عادت دارند به محض اين که از در وارد شدند بر حاضران سلام کنند و اين سنت از لحاظ تربيتي و خانوادگي رواج کامل دارد تا جايي که ممکن است اگر ميهماني يا بزرگ تري چند بار به داخل حياط رفت و برگشت، هر بار بر او سلام مي کنند هر چند فاصله زماني اندک باشد.

دست بوسي

اگر فردي از راه دوري آمده و مدتي است طرفين همديگر را نديده اند مانند اين که شخصي از زيارت آمده يا در جاي ديگري زندگي مي کند وقتي يکديگر را ملاقات کردند، اگر آن شخص پدربزرگ، مادربزرگ، پدر، مادر، عمو يا عمه يا دايي يا اين که برادر بزرگ باشد دست او را مي بوسند و آن شخص هم متقابلا صورت و پيشاني طرف را مي بوسد.همچنين در آداب معاشرت روستاييان است که وقتي کسي به طور رسمي از نقطه اي به نقطه ديگري براي ملاقات و ديدار مي رود، نبايد دست خالي باشد در صورت امکان بايد چيز مناسبي با خود به عنوان هديه و تحفه ببرد که معمولا خوراکي مي باشد مانند: ميوه، کله قند و... که آن را در سفره يا بقچه اي گذاشته براي ميزبان مي برد و آن را سوغاتي گويند.در هنگام بازگشت، ميزبان نيز جواب مي گويد و همان ظروف را که خالي کرده از اشياي ديگري که از لحاظ ارزش در همان حدود باشد، پر کرده جلوي ميهمان مي گذارد.

استخاره با قرآن

بسيار مى شود كه انسان براى انجام كار مهمّى متحيّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحيّر از او نمى كند؛ با افراد آگاه مشورت مى كند، ولى آنها نيز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در كار خود سرگردان مى ماند و اگر اين سرگردانى ادامه يابد خسارت هاى سنگينى دامن گير او خواهد شد. در اين گونه موارد، دستور استخاره داده شده است كه انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ - به وسيله قرآن مجيد، يا تسبيح و مانند آن - مشورت كند و از ذات پاكش هدايت و راهنمايى به آنچه خير و صلاح اوست، بطلبد؛ به يقين خداوند نيز او را ـ طبق روايات صريحى كه داريم ـ راهنمايى خواهد كرد.استخاره، نه تنها انسان را از حال تحيّر و سرگردانى - كه بدترين حالات است و مايه تلف شدن وقت و نيروى اوست - نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصميم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حركت وا مى دارد؛ بلكه واقعاً نيز راهنما و راهگشا به سوى خيرات است و اين حقيقتى است كه در روايات اسلامى وارد شده، و ما خود بارها و بارها آزموده ايم كه استخاره ها گوئى معجزه مى كند.گاه انسان براى كارى استخاره مى كند و مطابق آن، به سوى آن كار مى رود و ظاهراً نتيجه اى نمى گيرد؛ امّا بعد از ماه ها، يا سال ها، رمز عجيب آن استخاره را درمى يابد. به هر حال، استخاره را با پيشگويى نبايد اشتباه گرفت؛ بلكه استخاره خير و صلاح كار را از طريق درخواست از خداوند، به انسان نشان مى دهد. در روايات اسلامى آداب ويژه اى براى استخاره به معناى معروف آن، ذكر شده؛ مانند وضو داشتن و رو به قبله بودن و حالت توجّه و ارتباط قلبى با خداوند داشتن و استغفار كردن به هنگام استخاره و مانند آن(5) و اين امور، مطلوب و قطعاً مؤثّر است.

دو چيز را به هنگام استخاره نبايد فراموش كرد: 1ـ استخاره منحصر به جايى است كه مثبت يا منفى بودن كار بر انسان روشن نباشد، و با تفكّر و انديشه، و حتّى با مشورت كردن با افراد خبره و صاحب نظر نيز روشن نشود؛ اين جا، جاى استخاره است و در غير اين صورت استخاره كردن، اشتباه است. 2ـ از استخاره هاى مكرّر در يك چيز بايد پرهيز كرد (مگر اين كه فاصله قابل توجّهى بشود و يا اين كه شرايط تغيير كند.) در استخاره هاى مكرّر، همان استخاره اوّل معتبر است و بقيّه اعتبارى ندارد. بايد انسان بعد از استخاره - با شرايطى كه در بالا گفته شد - ترديد نكند و به دنبال آن به راه بيفتد و از خدا خير و صلاح خويش را بطلبد و بر ذات پاك او توكّل كند، و مطمئن باشد نتيجه خواهد گرفت. 

سوره مباركه حمد را خوانده و آنچه را  مایلید قصد و نیت کنید و اشاره اي فرمائيد.